على ربانى گلپايگانى
10
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
مسائل فلسفى مورد استفاده قرار مىگيرد . در ميان فيلسوفان و عارفان اسلامى چهار مكتب و منهج فلسفى و عرفانى پديد آمده است : 1 - مكتب فلسفى مشائى : شيوهء بحث در اين مكتب فلسفى ، تفكر برهانى و استدلال عقلانى است و از آن به « حكمت بحثى » يا « فلسفهء مشائى » تعبير مىكنند . حكيم سبزوارى دربارهء وجه ناميده شدن آنان به اين نام گفته است : « اين گروه در طريق معرفت ، به مجرد نظر و اقامه دليل و برهان اكتفاء مىنمايند ، و از اين جهت به آنان « حكماء مشاء » گفته مىشود كه عقل و فكر آنان پيوسته در مشى و حركت است ، زيرا نظر و فكر ، عبارت است از حركت از مطالب به سوى مبادى و از مبادى به سوى مطالب » « 1 » . « الفكر حركة الى المبادى * * * و من مبادى الى المراد » . چهرهء شاخص اين شيوه بحث در ميان فلاسفه اسلامى ، شيخ الرئيس ابن سينا است كه به رئيس المشائين لقب يافته است . در ميان فلاسفهء قديم يونان ، ارسطو ، و در ميان فلاسفهء جديد اروپا افرادى چون دكارت ( م / 1650 م ) ، اسپينوزا ( م / 1677 م ) ، ولايب نيتس ( م / 1716 م ) طرفدار تفكر عقلانى بودهاند . 2 - مكتب عرفان و شهود باطنى : گروهى از محققان و كاوشگران مسائل مربوط به هستى و آفريدگار جهان ، طريقهء عرفان و معرفت شهودى را برگزيده و عقل و تفكر را ناتوانتر از آن دانستهاند كه بتواند در مسير معرفت موفق و كامياب گردد . به عقيدهء آنان بايد قبل از هرچيز به تصفيهء دل همّت ورزيد و از طريق باطن ، حقيقت را مشاهده نمود چهرهء شاخص اين طريقه ، محى الدين عربى ( م / 638 ) مىباشد كه به « شيخ اكبر » معروف است . و در ميان حكماى قديم يونان از افلاطون به عنوان حكيم الهى و پيرو طريقه معرفت ذوقى ياد مىشود ، و از فلاسفهء جديد اروپا ، كسانى مانند پاسكال ( م / 1662 م ) و برگسون ( م / 1941 م ) طرفدار همين طريقهاند ، اگرچه تفاوتهايى ميان روش آنان و روش عرفاى اسلامى وجود دارد .
--> ( 1 ) شرح الاسماء الحسنى ، ص 76 .